محمد رضا واليزاده معجزى

109

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فعاليت بودند مقدور نبود . روى اين اصل در نيم شبى كه همه مردم خوابيده بودند و دفترش خلوت بود ، ميرزا رحيم خان معين السلطنه و شير محمد خان ايلخانى سگوند را نزد خود خواسته و گفت : شما آقايان از اول كار تا اين تاريخ ، شاهد تلاشها و فداكاريهاى ما بوده و مىدانيد كه پارسال در تنگ زاهد شير با چه تلفات سنگينى روبرو شديم و الوار در مقابل ما چگونه سرسختى و مقاومت عجيبى نشان دادند ، بطورى كه از ستون من چيزى باقى نماند و اگر امير احمدى به يارى ما نمىرسيد يك نفر از ما زنده نمىماند و در آن دره تنگ طعمه لاشخوران مىشديم ؛ بااين حال جانبازى و استقامت فرماندهان و نفرات در قبال سرسختى عشاير به حدى بود كه بالاخره ايستادگى آنها را درهم شكست و با اينكه ارتفاعات كوهها در دست آنها بوده مع هذا توانستيم از آن سد محكم و مانع بزرگ بگذريم و شهر خرم‌آباد را تصرف كنيم و برجهاى محكم و پاسگاههاى قوى در بين راه و نقاط حساس بسازيم تا قوافل و مسافرين به راحتى عبور كنند « 1 » . با تحمل اين زحمات ملاحظه مىكنيد كه عموم عشاير بر ما تجمع و لشكر را محاصره كرده‌اند . چنان كه مىبينيد الان ارتباط تلفنى « 2 » و تلگرافى ما با « 3 » همه‌جا قطع شده نه تهران از وضع ما آگاه شده كه نيرويى بفرستد نه هيچ‌يك از طوايف دولتخواه قدرت دارند حلقه محاصره را بشكنند و به يارى ما بيايند . اكنون ما براى مواد اوليه غذايى و علوفه چهارپايانمان در مضيقه افتاده‌ايم ؛ براى اينكه قبلا ما احتياجات واحدها را از قراء اطراف شهر تأمين مىكرديم و حالا كه اطراف شهر محاصره است و الوار نمىگذارند كسى يا چيزى وارد شود ، طولى نمىكشد كه نفرات ما از گرسنگى تلف مىشوند و دواب هم از نبودن علوفه . بنابراين مقدمات ، من تصميم دارم كه امشب يا فردا شب خرم‌آباد را تخليه [ كرده ] و به بروجرد برويم . شايد در بروجرد نيروى كافى از تهران و همدان و كرمانشاه جهت يارى به ما برسد و ما بتوانيم مجددا حمله را آغاز كنيم . معين السلطنه در جواب سرتيپ محمد خان گفت : « زحمات و فداكاريهاى شما نزديك بود كه به نتيجه قطعى و نهايى برسد ، منتهى نادانى و جهالت مأمورين اعزامى چگنى موجبات عصيان مردم را فراهم [ آورد ] و كار را به اينجا كشانيد ؛ با اين حال امريست گذشته و شما هم غير از مقاومت چاره‌اى نداريد و فرضا بخواهيد خرم‌آباد را ترك كنيد و به بروجرد برويد اولا اين كار

--> ( 1 ) . اصل : كنيم . ( 2 ) . اصل : تلفونى . ( 3 ) . اصل : به .